Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متلجلج

تلفظ بین المللی : /matˈaldʒaldʒ/ تلفظ :‌ [mat'aldZaldZ]
لغت نامه دهخدا
  • متجلجل
  • متلجج
  • متأجل
  • متجلد
  • متجلی
  • مترجل
  • متلالی
  • متلألا
  • متجلی شدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متلجلج. [ م ُ ت َ ل َ ل ِ ]( ع ص ) زبان گرفته. ( ناظم الاطباء ). || دودله و متردد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بی ثبات. ( ناظم الاطباء ). جنبنده. || گیرنده چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تلجلج شود.

کلمات مرتبط

  • متجلجل
  • متلجج
  • متأجل
  • متجلد
  • متجلی
  • مترجل
  • متلالی
  • متلألا
  • متجلی شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات