کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متقصد
تلفظ بین المللی :
/mˌoteq1ˈassed/
تلفظ :
[m,oteq1'assed]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رابطۀ مبدأ ـ مقصد
سرعت مبدأـ مقصد
بدایه المجتهد و نهایه المقتصد فی الفقه
کرایه در مقصد
مترصد
متصدع
متصدی
متصدی حساب
متصدی دستگاه ضبط
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متقصد. [ م ُ ت َ ق َ ق َص ْ ص ِ ] ( ع ص ) نیزه شکسته. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || مرده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تقصد شود.
کلمات مرتبط
رابطۀ مبدأ ـ مقصد
سرعت مبدأـ مقصد
بدایه المجتهد و نهایه المقتصد فی الفقه
کرایه در مقصد
مترصد
متصدع
متصدی
متصدی حساب
متصدی دستگاه ضبط
نظرات