کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متفهق
تلفظ بین المللی :
/mˌotefˈahheq1/
تلفظ :
[m,otef'ahheq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ستون درآمدهای متفرقه
کالای متفرقه
متفرق
متفرق شدن
متفرق کردن
متفرقات
متفرقه
متفق
متفق الرای
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متفهق. [ م ُ ت َ ف َهَْ هَِ ] ( ع ص ) فراخ و گشاده.( آنندراج ). برق منتشر و پهن گسترده. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || خون روان و جاری شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
ستون درآمدهای متفرقه
کالای متفرقه
متفرق
متفرق شدن
متفرق کردن
متفرقات
متفرقه
متفق
متفق الرای
نظرات