کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متفرق کردن یا شدن
تلفظ بین المللی :
/mˌotefˈarreq1 kˈardan jɑː ʃˈodan/
تلفظ :
[m,otef'aRReq1 k'aRdan jA: S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متفرق کردن
متفق کردن
متورق کردن
متبرک کردن
متفرق
متفرق شدن
متفرق ساختن
متفرق گرداندن
متفرق گردانیدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
disband
(فعل)
بر هم زدن، منحل کردن، متفرق کردن یا شدن
کلمات مرتبط
متفرق کردن
متفق کردن
متورق کردن
متبرک کردن
متفرق
متفرق شدن
متفرق ساختن
متفرق گرداندن
متفرق گردانیدن
نظرات