کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متطهم
تلفظ بین المللی :
/mattˈeːam/
تلفظ :
[matt'e:am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متطمس
متهم
متهم شدن
متهم گونه
متهمه
متهمی
متوهم
متوهم شدن
بگناه متهم کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متطهم. [ م ُ ت َ طَهَْ هَِ ] ( ع ص ) ناخوش دارنده طعام را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آزرده و متنفر و بیزار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تطهم شود.
کلمات مرتبط
متطمس
متهم
متهم شدن
متهم گونه
متهمه
متهمی
متوهم
متوهم شدن
بگناه متهم کردن
نظرات