کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متضرع | کلماتور
معانی کلمه : متضرع
تلفظ بین المللی :
/mˌotezˈarreʔ/
تلفظ :
[m,otez'aRRe?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متبرع
مترع
متسرع
متشرع
متشرعین
متضاعف
متضرر
متفرع
متفرعات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
متضرع. [ م ُ ت َ ض َرْ رِ] ( ع ص ) زاری کننده. ( آنندراج ) ( غیاث ). خواری و فروتنی کرده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || دادخواه. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تضرع شود.
فرهنگ عمید
زاری کننده.
فرهنگ معین
(مُ تَ ضَ رِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) زاری کننده ، فروتنی کننده .
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - زاری کننده.۲ - فروتنی کننده جمع : متضرعین .
مترادف و متضاد
۱. تضرعکننده، زاریکننده
۲. فروتنیکننده
کلمات مرتبط
متبرع
مترع
متسرع
متشرع
متشرعین
متضاعف
متضرر
متفرع
متفرعات
نظرات