Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متشکل کردن

تلفظ بین المللی : /mˌoteʃˈakkel kˈardan/ تلفظ :‌ [m,oteS'akkel k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • دوباره متشکل کردن
  • مشکل کردن
  • رفع مشکل کردن
  • مشکل برای کسی ایجاد کردن
  • متشکل
  • متشکل از قطعات مرتبط
  • متشکل از
  • دسته متشکل
  • غیر متشکل
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

unify (فعل)متحد کردن، یکی کردن، یکی شدن، متشکل کردن، تک ساختنform (فعل)قالب کردن، پروردن، ساختن، بشکل در اوردن، تشکیل دادن، سرشتن، شکل گرفتن، فرم دادن، متشکل کردنorganize (فعل)درست کردن، سازمند کردن، تشکیل دادن، متشکل کردن، سازمان دادن، تشکیلات دادن، سرو صورت دادن...

کلمات مرتبط

  • دوباره متشکل کردن
  • مشکل کردن
  • رفع مشکل کردن
  • مشکل برای کسی ایجاد کردن
  • متشکل
  • متشکل از قطعات مرتبط
  • متشکل از
  • دسته متشکل
  • غیر متشکل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات