Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متشلشل

تلفظ بین المللی : /mˌataʃlˈaʃal/ تلفظ :‌ [m,ataSl'aSal]
لغت نامه دهخدا
  • مشلشل
  • متبلل
  • متحلل
  • متخشل
  • متخلخل
  • متدلل
  • متذلل
  • متزلزل
  • متشکل
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متشلشل. [ م ُ ت َ ش َ ش ِ ] ( ع ص )لاغر و کم گوشت. رجل متشلشل ؛ مرد کم گوشت. || سبک و چالاک. رجل متشلشل ، مرد سبک و چالاک. || آبی که قطره قطره می چکد. ماء متشلشل ؛ آب پی هم چکان. || خون چکنده. دم متشلشل ؛ خونی که در پی هم بچکد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بول چکنده. بول متشلشل ؛ کمیز که قطره قطره می چکد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || طفل متشلشل ؛ کودکی که ...

کلمات مرتبط

  • مشلشل
  • متبلل
  • متحلل
  • متخشل
  • متخلخل
  • متدلل
  • متذلل
  • متزلزل
  • متشکل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات