Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متسلسل

تلفظ بین المللی : /mˌataslˈasal/ تلفظ :‌ [m,atasl'asal]
لغت نامه دهخداگویش مازنیفرهنگ فارسی ساره
  • رأس مسلسله
  • رِجْل مسلسله
  • مسلسل
  • مسلسل گوی
  • مسلسل گویی
  • مسلسله
  • بطور مسلسل
  • بطور مسلسل بیرون دادن
  • به مسلسل بستن
لغت نامه دهخداگویش مازنیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

متسلسل . [ م ُ ت َ س َ س َ ] (ع ص ) آب درهم پیوسته و روان . (آنندراج ). پیوسته و به هم متصل شده مانند زنجیر و آب درهم پیوسته و روان شده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تسلسل شود.

متسلسل . [م ُ ت َ س َ س ِ ] (ع ص ) ثوب متسلسل ، جامه ٔ بدبافت . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و رجوع به مسلسل شود. || جامه ٔ تنگ شده و فرسوده گشته ...

گویش مازنی

زنجیروار

فرهنگ فارسی ساره

زنجیروار


کلمات مرتبط

  • رأس مسلسله
  • رِجْل مسلسله
  • مسلسل
  • مسلسل گوی
  • مسلسل گویی
  • مسلسله
  • بطور مسلسل
  • بطور مسلسل بیرون دادن
  • به مسلسل بستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات