کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مسلسل-گوی | کلماتور
معانی کلمه : مسلسل گوی
تلفظ بین المللی :
/mosˈalsal ɡˈuːj/
تلفظ :
[mos'alsal g'u:j]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مسلسل گویی
مسلسل
مسلسل کردن
مسلسل بکر
مسلسل خط
مسلسل ام60
مسلسل ان اس وی
مسلسل دستی استرلینگ
مسلسل دستی ام3
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مسلسل گوی. [ م ُ س َ س َ ] ( نف مرکب ) مسلسل گوینده. دارای تسلسل بیان. پی درپی و بدون تعقید و وقفه سخن گوینده. که کلام را متصل و پیاپی گوید :
سر زنجیر فکر حلقه ذکری به دستم ده
مسلسل گوی مدح خویش کن طبع جوانم را.
سیدحسین خالص ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دارای تسلسل بیان
کلمات مرتبط
مسلسل گویی
مسلسل
مسلسل کردن
مسلسل بکر
مسلسل خط
مسلسل ام60
مسلسل ان اس وی
مسلسل دستی استرلینگ
مسلسل دستی ام3
نظرات