معنی کلمه : متزلزل کردن
مترادف و متضاد
سست کردن
ناامن کردن
بیثبات کردن
لرزاندن، بهجنبش درآوردن، به لرزه انداختن
۱. بیثبات کردن
۲. ناامن کردن
۳. لرزاندن، بهجنبش درآوردن، به لرزه انداختن
۴. سست کردن

سست کردن
ناامن کردن
بیثبات کردن
لرزاندن، بهجنبش درآوردن، به لرزه انداختن
۱. بیثبات کردن
۲. ناامن کردن
۳. لرزاندن، بهجنبش درآوردن، به لرزه انداختن
۴. سست کردن