متزائد. [ م ُ ت َ ءِ ] ( ع ص ) افزون شونده. ( آنندراج ). و رجوع به متزاید شود.
متزاید. [ م ُ ت َ ی ِ ] ( ع ص ) افزون شونده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). افزون شده. اضافه شده. زیاد گشته. زیادتر و افزونتر و بیشتر و فراوانتر. ( ناظم الاطباء ). افزون : و هرگاه که ماده بر تب اندررگها پختن آغاز کند آن روز تب متزاید بود. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || پرگوئی که به تکلف در س...