کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مترحی
تلفظ بین المللی :
/matrˈahi/
تلفظ :
[matR'ahi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سامانۀ اندازه گذاری متری
متحری
متحیر
متحیر شدن
متحیر ماندن
متحیر گردیدن گشتن
متحیز
متربی
مترجی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مترحی. [ م ُ ت َ رَح ْ ح ِ ] ( ع ص ) مار که گرد شود. ( آنندراج ).مار گرد شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترحی شود.
کلمات مرتبط
سامانۀ اندازه گذاری متری
متحری
متحیر
متحیر شدن
متحیر ماندن
متحیر گردیدن گشتن
متحیز
متربی
مترجی
نظرات