Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متربد

تلفظ بین المللی : /mˌotarˈabbed/ تلفظ :‌ [m,otaR'abbed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ذو متربه
  • متبدد
  • متبدل
  • متراد
  • مترادف
  • مترادف 1
  • مترادف 2
  • مترادف مطلق
  • مترادف نسبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متربد. [ م ُ ت َ رَب ْ ب ِ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) || ( ص ) متغیر و ترشرو.( آنندراج ). زشتر و ترشرو. ( ناظم الاطباء ) : چنان تخلیطها کرد به اول که به درگاه آمد تا او را متربدگونه باز بایست گشت. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 327 ). طاهر چون متربدی باز گشت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 141 ). و رجوع به تربد شود. || آسمان که ابرناک باشد. ( آنندراج ). آسمان ابرناک....

فرهنگ عمید

ترش رو.

فرهنگ معین

(مُ تَ رَ بِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - متغیر. ۲ - ترش رو. ۳ - آسمان ابر دار.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - متغیر . ۲ - ترش رو . ۳ - آسمان ابردار .

کلمات مرتبط

  • ذو متربه
  • متبدد
  • متبدل
  • متراد
  • مترادف
  • مترادف 1
  • مترادف 2
  • مترادف مطلق
  • مترادف نسبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات