Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متبدد

تلفظ بین المللی : /mˌotebˈadad/ تلفظ :‌ [m,oteb'adad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • متبدده
  • زاویه ٔ متبادل
  • بحران دنیای متجدد
  • مبدد
  • متبادر
  • متبادل
  • متبدل
  • متجدد
  • متردد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متبدد. [ م ُ ت َ ب َدْ دِ ] ( ع ص ) پریشان ومتفرق. ( آنندراج ). پریشان و پراکنده. ( ناظم الاطباء ). نعت است از تبدد. ( منتهی الارب ) : خبر رسید که ختای و تنگوت از امتداد غیبت چنگیزخان مترددرای شده اند و در ایلی و عصیان متبدد گشته. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به تبدد شود. || حصه کننده. ( آنندراج ). تقسیم کننده به حصه ها. و رجوع به تبدد شود. || متلف و اسراف کننده. ( ناظم الاطباء )....

فرهنگ عمید

متفرق، پریشان.

فرهنگ معین

(مُ تَ بِ دِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - تقسیم کننده به حصه ها. ۲ - متفرق ، پریشان .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - تقسیم کننده بحصه ها . ۲ - متفرق پریشان .

کلمات مرتبط

  • متبدده
  • زاویه ٔ متبادل
  • بحران دنیای متجدد
  • مبدد
  • متبادر
  • متبادل
  • متبدل
  • متجدد
  • متردد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات