کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متحمر
تلفظ بین المللی :
/mˌotehˈammer/
تلفظ :
[m,oteh'ammeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
روش خوشه متحرک
زیرنویس متحرک
سکوی متحرک جمع آوری
سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
سیرگاه متحرک
فرمان متمرکز
بال متحرک
کمربند متحرک
گره حلقه متحرک
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متحمر. [ م ُ ت َ ح َم ْ م ِ ] ( ع ص ) کسی که می طلبد و می خواند خر را. || خر طلبیده شده. || کسی که به زبان حِمْیَر سخنی می گوید. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
کلمات مرتبط
روش خوشه متحرک
زیرنویس متحرک
سکوی متحرک جمع آوری
سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
سیرگاه متحرک
فرمان متمرکز
بال متحرک
کمربند متحرک
گره حلقه متحرک
نظرات