Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متتبع

تلفظ بین المللی : /mˌotatˈabeʔ/ تلفظ :‌ [m,otat'abe?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • متابع
  • متابعت
  • متابعه
  • متبع
  • متبعل
  • متتابع
  • متربع
  • متنبع
  • مستبعد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

متتبع. [ م ُ ت َ ت َب ْ ب ِ ] ( ع ص ) آن که تتبع کند. آن که استقراء کند. ( یادداشت دهخدا ). طلب کننده چیزی را و رونده در پی آن.( آنندراج ) || مشغول و ملازم در تجسس و تجسس کننده. ( ناظم الاطباء ). تتبعکننده و تجسس کننده. مطالعه کننده. ج ، متتبعین. || تقلیدکننده و تقلیدی ضد مخترع. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تتبع شود.

فرهنگ عمید

جوینده، تحقیق کننده.

فرهنگ معین

(مُ تَ تَ بِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) تتبع کننده .

فرهنگ فارسی

تتبع کننده، مطالعه کننده
( اسم ) کسی که در امری تتبع کند تحقیق کننده مطالعه کننده جمع : متتبعین .

مترادف و متضاد

پژوهشگر، پژوهنده، جستجوگر، متفحص، محقق، طالب، جوینده


کلمات مرتبط

  • متابع
  • متابعت
  • متابعه
  • متبع
  • متبعل
  • متتابع
  • متربع
  • متنبع
  • مستبعد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات