Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مت

تلفظ بین المللی : /mˈat/ تلفظ :‌ [m'at]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • مَت
  • مت اخی
  • مت ازح
  • مت ازف
  • مت ازی
  • مت اصر
  • مت به مت نهادن
  • مت میمو
  • مت مت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مت . [ م َ ] (اِ) دوشاب و شیره ٔ انگور و یا خرما. (ناظم الاطباء) (از اشتنگاس ).

مت . [ م ُ ] (ضمیر) به لهجه ٔ شیرازی من ترا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
که همچون مت ببوتن دل و ای ره
غریق العشق فی بحرالوداد.

حافظ (یادداشت ایضاً).


مت . [ م َت ت ] (ع مص ) درا...

فرهنگ فارسی

به عصا زدن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مِتُّ: مرده بودممعنی مَّنسِیّاً: مورد فراموشی واقع شده ازروی بی اعتنایی (کلمه نسی - به فتحه و به کسره نون - بر وزن وتر و وتر ، به معنای هر چیز حقیر و ناچیزی است که باید فراموش شود ، و معنای عبارت "یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَکُنتُ نَسْیاً مَّنسِیّاً "یعنی: ای کاش قبل از این...ریشه کلمه: موت (۱۶۵ بار)wikialkb: مِت...

فرهنگستان زبان و ادب

{FTE} [مدیریت سلامت] ← معادل تمام وقت

کلمات مرتبط

  • مَت
  • مت اخی
  • مت ازح
  • مت ازف
  • مت ازی
  • مت اصر
  • مت به مت نهادن
  • مت میمو
  • مت مت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات