کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مبسوطات
تلفظ بین المللی :
/mabsˈuːtɑt/
تلفظ :
[mabs'u:tAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مبسوطتان
ذراع المبسوطه
رهسپاری مرسولات پُستی
مبسوط
مبسوط الید
مبسوطه
مخروطات
متوسطات
محسوسات
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مبسوطات. [ م َ ] ( ع ص ) ج ِ مبسوطه ، گسترده ها و پهن شده ها. گشاده شده ها. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || کتبی که در آنها ضبط نسب سادات را برسبیل تسطیر درج میکردند. ( المآثر و الاَّثار ص 116 ).
کلمات مرتبط
مبسوطتان
ذراع المبسوطه
رهسپاری مرسولات پُستی
مبسوط
مبسوط الید
مبسوطه
مخروطات
متوسطات
محسوسات
نظرات