Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبذول

تلفظ بین المللی : /mˈabzuːl/ تلفظ :‌ [m'abzu:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مبذول داشتن
  • مبذول فرمودن
  • مبذول فرمایید
  • مبذول کردن
  • مبذولی
  • الفکر التربوی الاسلامی المعاصر الجهود المبذوله و التطویر المستمر
  • مبذل
  • مبذور
  • مبزول
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مبذول. [ م َ ] ( ع ص )بخشیده شده. ( آنندراج ). خرج شده و مصرف شده و بخشیده شده. ( ناظم الاطباء ) : که اگر تمامی خزاین ما در آن مبذول خواهد بود باک نیاید. ( کلیله و دمنه ).گفت بهر شاه مبذول است جان او چرا آید شفیع اندرمیان.مولوی. || قبول کرده. ( آنندراج ). پسندیده. ( ناظم الاطباء ) : اگر مثلاًدر ملک مشارکت توقع کنی مبذول است. ( کلیله و دمنه ).- مبذول داشتن ؛ پذیرفتن. قبول کردن : سلطان ملتمس ایشان م...

فرهنگ عمید

بذل شده، بخشیده شده.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - خرج شده ، مصرف شده . ۲ - بذل شده ، بخشیده شده .

فرهنگ فارسی

بذل شده، بخشیده شده
( اسم ) بذل شده

مترادف و متضاد

بذل‌شده، واگذارشده


کلمات مرتبط

  • مبذول داشتن
  • مبذول فرمودن
  • مبذول فرمایید
  • مبذول کردن
  • مبذولی
  • الفکر التربوی الاسلامی المعاصر الجهود المبذوله و التطویر المستمر
  • مبذل
  • مبذور
  • مبزول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات