معانی کلمه : مبخر
لغت نامه دهخدا
مبخر. [ م ُ خ ِ ] (ع ص ) هر چیز که سبب گنده دهنی گردد. (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
مبخر. [ م ُ ب َخ ْ خ ِ ] (ع ص ) بخارکننده و آن که نفس وی بدبو و گندیده است . || هر مایعی که در مجاورت هوا جوش کند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
( اسم ) بخور کرده شده .
هر چیز که سبب گنده دهنی گردد
هر چیز که سبب گنده دهنی گردد
