مبار. [ م َ / م َ بارر ] (ع اِ) ج ِ مبرت . عطایا بخشش ها. (فرهنگ فارسی معین ) : تحف و مبار فراوان فرستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 273). و در جمله ٔ تحف و مبار که بدو فرستاد ده سر اسبان تازی بود. (ترجمه ٔتاریخ یمینی چ 1 تهران ص 221). و هر سال از مبار آن دیار و متاع آن بقاع به خزانه می فرستد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 321). عزالدین حسین خرمیل را به انواع اصطناع و اسالیب مبار قضای حق ...
فرهنگ عمید
مبرت#NAME?
رودۀ گوسفند که آن را از گوشت قیمهکرده و برنج پُر میکردند و میپختند.
رودۀ گوسفند که آن را از گوشت قیمه کرده و برنج پُر می کردند و می پختند. = مبرت
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مبرت عطایا بخششها : و از جانب سلطان بانواع مبار و انعامات بسیار اختصاص یافت . ابن المبارک بن سعید