معانی کلمه : مبتهج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خوش و خرم، مسرور، خشنود، خوشحال.
فرهنگ معین
(مُ تَ هِ ) [ ع . ] (ص . ) شاد، خرم ، مسرور.
فرهنگ فارسی
خوش وخرم، مسرور، خشنود، خوشحال
(اسم و صفت ) شادمان مسرور خوشحال : ملوک آفاق به مخالت دولت او مفتخر و سلاطین جهان به مراسلت حضرت او مبتهج ...
(اسم و صفت ) شادمان مسرور خوشحال : ملوک آفاق به مخالت دولت او مفتخر و سلاطین جهان به مراسلت حضرت او مبتهج ...
مترادف و متضاد
بشاش، خرم، خوشدل، خوش، مسرور، شاد، شادمان، محظوظ، مشعوف، خشنود ≠ مغموم، ناشاد
