کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : متهجی
تلفظ بین المللی :
/mathˈadʒi/
تلفظ :
[math'adZi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مترجی
متهاجی
متهایج
متهایط
متهایی
متهبی
متهتی
متهجد
متهجر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متهجی. [ م ُ ت َ هََ ج ْ جی ] ( ع ص ) ( از «هَ ج و» ) آنکه حروف مقطعات خواند. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آموزاننده الفبا. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تهجی شود.
فرهنگ فارسی
آنکه حروف مقطعات خواند
کلمات مرتبط
مترجی
متهاجی
متهایج
متهایط
متهایی
متهبی
متهتی
متهجد
متهجر
نظرات