کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مبتزل
تلفظ بین المللی :
/mobtˈazel/
تلفظ :
[mobt'azel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مبتذل
مبتسل
مبتقل
مبتل
مبتلا
مبتلا شدن
مبتلع
مبتله
مبتلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مبتزل. [ م ُ ت َ زَ ] ( ع ص ) شکافته شده. ( ناظم الاطباء ). || شکفته مثل غنچه خرمابن. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). شکفته شده مانند شکوفه خرمابن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
شکافته شده
کلمات مرتبط
مبتذل
مبتسل
مبتقل
مبتل
مبتلا
مبتلا شدن
مبتلع
مبتله
مبتلی
نظرات