کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مبادرت-کردن-به | کلماتور
معنی کلمه : مبادرت کردن به
تلفظ بین المللی :
/mˌobɑdˈerat kˈardan bˈeː/
تلفظ :
[m,obAd'eRat k'aRdan b'e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اقدام یا مبادرت کردن به
مبادرت کردن
با تهور مبادرت کردن
مبادرت بکار دلیرانه کردن
مباشرت کردن
مبادله کردن
مادری کردن
چرخیدن لیسیدن و صدا کردن بره توسط گوسفند مادر
رام کردن مادر شوهر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
attack
(فعل)
حمله کردن، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، مورد حمله قرار دادن، تعرض کردن
attempt
(فعل)
تقلا کردن، کوشش کردن، مبادرت کردن به، جستجو کردن، قصد کردن
کلمات مرتبط
اقدام یا مبادرت کردن به
مبادرت کردن
با تهور مبادرت کردن
مبادرت بکار دلیرانه کردن
مباشرت کردن
مبادله کردن
مادری کردن
چرخیدن لیسیدن و صدا کردن بره توسط گوسفند مادر
رام کردن مادر شوهر
نظرات