کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مأروط
تلفظ بین المللی :
/mˈɑruːt/
تلفظ :
[m'ARu:t]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سحابی مخروط
شارش سنج مخروط صفحه ای
سلطنت مشروطه
انقلاب مشروطیت ایران
سیرگاه مشروط
ایدیولوژی نهضت مشروطیت ایران
مخروط
مخروط آبرفتی
مخروط آتشفشانی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مأروط. [ م َءْ ] ( ع ص ) ( از «ارط» ) شتری که پیوسته ارطی خورد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || شتری که پیوسته از خوردن ارطی به درد شکم مبتلا باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || پوست دباغت داده شده به برگ ارطی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). ادیم مأروط؛ پوستی به ارطی پیرا...
کلمات مرتبط
سحابی مخروط
شارش سنج مخروط صفحه ای
سلطنت مشروطه
انقلاب مشروطیت ایران
سیرگاه مشروط
ایدیولوژی نهضت مشروطیت ایران
مخروط
مخروط آبرفتی
مخروط آتشفشانی
نظرات