مخروط.[ م ُ رَوْ وِ ] (ع ص ) ناقه ٔ تیزرو. (منتهی الارب ) . شتر تیزرو. (ناظم الاطباء).
سَروی. زبانزدِ دانشی. در یونانی هم konos گفته می شود به چَم میوۀ سرو (از واژه یاب استاد پرتو). در زبانِ کوچه "کَله کَندی" (کَله قندی) است.
صفت
خراطیشده، تراشیدهشده
شکلهندسی مشابه کله قند، کلهقندی
۱. شکلهندسی مشابه کله قند، کلهقندی
۲. خراطیشده، تراشیدهشده