مأجور. [ م َءْ ] (ع ص ) دارای اجر و پاداش نیک مخصوصاً آنکه اولاد وی مرده باشد. (ناظم الاطباء). اجر داده شده و ثواب داده شده . (غیاث ). اجر داده شده . (آنندراج ). پاداش داده شده . پاداش یافته . اجر گرفته . اجرت گرفته . مزد یافته . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : لگد سیصد هزاران بر سر من زنی و زمن بدان باشی تو مأجور. منوچهری .نه مرا حاجتی از اومقضی نه مرا طاعتی از او مأجور. مسعودسعد (دیوان چ یاسمی ...