کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ماوقع | کلماتور
معانی کلمه : ماوقع
تلفظ بین المللی :
/mɑvˈaq1aʔ/
تلفظ :
[mAv'aq1a?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سامانۀ موقعیت یابی جهانی
سامانۀ موقعیت یابی پویا
سیاهۀ موقعیت های لغزش زا
شناور موقعیت یابی پویا
طراحی موقعیت
کمدی موقعیت
لالی موقعیتی
مأوق
متوقع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ماوقع. [ وَ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) اتفاق و حادثه و سانحه. ( ناظم الاطباء ). رویداد. ماجری. گزارش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
آنچه واقع شده، آنچه به وقوع پیوسته، واقعه.
فرهنگ معین
(وَ قَ ) [ ع . ] (اِ. ) رویداد، آنچه که واقع شده .
فرهنگ فارسی
آنچه واقع شده، آنچه بوقوع پیوسته
اتفاق و حادثه و سانحه
( جمله فعلی اسم ) آنچه که بوقوع پیوسته ماجری .
مترادف و متضاد
رخداد، حادثه، رویداد، ماجرا
کلمات مرتبط
سامانۀ موقعیت یابی جهانی
سامانۀ موقعیت یابی پویا
سیاهۀ موقعیت های لغزش زا
شناور موقعیت یابی پویا
طراحی موقعیت
کمدی موقعیت
لالی موقعیتی
مأوق
متوقع
نظرات