معانی کلمه : ماهیچه تارچه
فرهنگ فارسی
هریک از رشتههای بسیار باریکی که بهصورت موازی با محور ماهیچهتار قرار دارند و با چشم غیرمسلح، به کمک برخی اسیدهای آشکارساز، دیده میشوند
فرهنگستان زبان و ادب
{myofibril, muscle fibril,sarcostyle, myofibrilla} [علوم پایۀ پزشکی] هریک از رشته های بسیار باریکی که به صورت موازی با محور ماهیچه تار قرار دارند و با چشم غیرمسلح، به کمک برخی اسیدهای آشکارساز، دیده می شوند
