ماهیچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) ماهی خرد.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || پارچه گوشت گرد و درازی مانا به ماهی. عضله. ( ناظم الاطباء ).عضله. موشک. موش گوشت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).بعضی گوشتهای بدن انسان و جانوران که دو سر آن باریک و شبیه به ماهی است. مایچه. ( فرهنگ فارسی معین ).- نیام ماهیچه ؛ ( اصطلاح پزشکی ) پرده ای لیفی که مانند غلافی از خارج یک عضله را محدود می سازد. غلاف عضلانی. ( فر...
فرهنگ عمید
برخی از گوشت های بدن انسان یا حیوان که دارای دو سر باریک و شبیه ماهی کوچک است، عضله.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِ. ) بافت قابل انقباضی که بر حسب حرکت اندام های بدن جانوران می شود.
بخشی از قالب که برای شکل دادن به قسمتهای خالی و داخلی قطعۀ ریختگی همراه با قالب یا جداگانه ساخته میشود
برخی ازگوشتهای بدن انسان یاحیوان که دارای دوسرباریک وشبیه بماهی کوچک است، بعربی عضله میگویند، درفارسی مایچه هم گفته شده۱- ماهی کوچک. ۲- بعض گوشتهای بدن انسان و جانوران که دوسر آن باریک و شبیه بماهی است مایچه عضله . ۳- خمیری که بباریکی ریسمان مالند . یا آش ماهیچه . آشی که از خمیر مذکور پزن...
دانشنامه عمومی
دستگاه ماهیچه ای یا دستگاه عضله ای از ماهیچه ها تشکیل می شود. ماهیچه ها برای حرکت بدن استفاده می شوند. ماهیچه ها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل می کنند، حرکت بدن از انقباض و انبساط ماهیچه ها حاصل می شود. ماهیچه ها به نسبت شکل و اندازه ای که دارند تقسیم بندی می شوند، در بدن سه نوع ماهیچه وجود دارد:ماهیچه های اسکلتی (مخطط) که در افراد معمولی حدود ۴۰٪ وزن بدن را تشکیل می دهد.ماهیچ...