کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ماهر گردیدن
تلفظ بین المللی :
/mˈɑher ɡardˈidan/
تلفظ :
[m'AheR gaRd'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پروانه ماهی گاردینر
ماهر
ماهر شدن
ماهر در صحبت
ماهر و استاد اشنا
ماهر محمدحسین
ماهر اسد
ماهر الحناشی
ماهر السید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ماهر گردیدن. [ هَِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) ماهر شدن. لَبَق. لَباقَة. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
ماهر شدن
کلمات مرتبط
پروانه ماهی گاردینر
ماهر
ماهر شدن
ماهر در صحبت
ماهر و استاد اشنا
ماهر محمدحسین
ماهر اسد
ماهر الحناشی
ماهر السید
نظرات