کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ماهر-شدن | کلماتور
معانی کلمه : ماهر شدن
تلفظ بین المللی :
/mˈɑher ʃˈodan/
تلفظ :
[m'AheR S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ماه زده شدن
تار و مار شدن
از مادر شدن
مبهوت شدن به ماه
مار خوردن و افعی یا اژدها شدن
شان ماهر
ثابت شدن ماه
سگ ماهی شانه دندان
شانه ماهی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ماهر شدن. [ هَِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حاذق و کاردان شدن. در تداول عامه ، زیر چاق شدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): نبالة؛ ماهر شدن به کاری. ( تاج المصادر بیهقی ). عج ؛ نیک ماهر شدن در فنون رکوب.( منتهی الارب ). و رجوع به ماهر و ماهر گردیدن شود.
فرهنگ فارسی
حاذق و کاردان شدن
مترادف و متضاد
master
(فعل)
رام کردن، استاد شدن، ماهر شدن، خوب یاد گرفتن، تسلط یافتن بر
کلمات مرتبط
ماه زده شدن
تار و مار شدن
از مادر شدن
مبهوت شدن به ماه
مار خوردن و افعی یا اژدها شدن
شان ماهر
ثابت شدن ماه
سگ ماهی شانه دندان
شانه ماهی
نظرات