کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مانع-سررفتن-دیگ-شدن | کلماتور
معنی کلمه : مانع سررفتن دیگ شدن
تلفظ بین المللی :
/mˈɑneʔ sarrˈaftan dˈiɡ ʃˈodan/
تلفظ :
[m'Ane? saRR'aftan d'ig S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مانع
مانع امدن
مانع داشتن
مانع شدن
مانع موقت
مانع انعقاد خون
مانع ایجاد لطمه بزندگی
مانع بروز مرض
مانع جلو راهایجاد کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
keel
(فعل)
وارونه کردن، واژگون شدن، خنک کردن، خنک شدن، دلسرد شدن، وارونه شدن، مانع سررفتن دیگ شدن
کلمات مرتبط
مانع
مانع امدن
مانع داشتن
مانع شدن
مانع موقت
مانع انعقاد خون
مانع ایجاد لطمه بزندگی
مانع بروز مرض
مانع جلو راهایجاد کردن
نظرات