کسی که مار او را نیش زده . یا مارگزیده از ریسمان ( سیاه ) می ترسد ( می رمد ) . ( مثل ) کسی که از موذی آزار کشیده همیشه از امثال او ترسان است ( می رمد ) : ز تار خست. گیسوی دلبران ترسد چنانکه مارگزیده زریسمان ترسد . ( طاهر غنی آنند . ) ( طاهر غنی آنند . )