کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرزیده | کلماتور
معانی کلمه : مرزیده
تلفظ بین المللی :
/marzˈideː/
تلفظ :
[maRz'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مریده
مرزنده
مرزیدن
مزیده
مرزید
مرزادهر
رمزیده
انتری که لوطی اش مرده بود
زبان مرده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مرزیده. [ م ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) که با وی مقارنه و نزدیکی کرده باشند. مفعول. رجوع به مرزیدن و مُرز شود.
فرهنگ معین
(مَ یا مُ دَ یا دِ ) (اِمف . ) کسی که با او جماع کرده باشند، ج . مرزیدگان .
فرهنگ فارسی
کیب که با او جماع کرده باشند جمع : مرزیدگان .
کلمات مرتبط
مریده
مرزنده
مرزیدن
مزیده
مرزید
مرزادهر
رمزیده
انتری که لوطی اش مرده بود
زبان مرده
نظرات