Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مادر اورده

تلفظ بین المللی : /mˈɑdar ovˈordeː/ تلفظ :‌ [m'AdaR ov'oRde:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مار را با زبان از سوراخ بیرون کشیدن یا اوردن
  • مادرآورده
  • مادراورد
  • مادرخورده
  • مادرآورد
  • مادر
  • مادر اندر
  • مادر بخطا به خطا
  • مادر جانشین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( مادرآورده ) مادرآورده. [ دَ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مادرزاد. آنچه که از مادر به وی رسیده باشد. موروثی. ذاتی. فطری : اما چون نوبت به علی وآل علی ( ع ) رسد بغض مادر آورده اش رها نکند. ( کتاب النقض ص 117 ).... اما از عداوت مادر آورده ، چون نوبت به حضرت علی رسد روا نباشد که به دعای مصطفی ( ص ) آفتاب جماد بعد از غروب طلوع کند. ( کتاب النقض ص 563 ).

فرهنگ فارسی

( مادر آورده ) مادر زاد : امااز عدوات مادر آورده چون نوبت بحضرت علی رسد روا نباشد که بدعای مصطفی ص آفتاب جماد بعد از غروب طلوع کند ...

کلمات مرتبط

  • مار را با زبان از سوراخ بیرون کشیدن یا اوردن
  • مادرآورده
  • مادراورد
  • مادرخورده
  • مادرآورد
  • مادر
  • مادر اندر
  • مادر بخطا به خطا
  • مادر جانشین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات