معانی کلمه : لوزتین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دو غدۀ کوچک بادامیشکل که بیخ حلق قرار دارند و کار آنها ساختن گلبولهای سفید است. Δ گاهی در اثر هجوم میکروبها در آنها تولید چرک میشود که اگر معالجه نکنند چرک و میکروب در لوزهها باقی میماند و از آنجا داخل معده و خون میگردد و باعث ورم کلیه و سوءهاضمه و لاغری و ضعف بدن میشود، در این حالت ناچار باید لوزهها را با عمل جراحی بیرون آورد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) تثنی. لوزه در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) .
