Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حشو لوزینج

تلفظ بین المللی : /hˈaʃv lˈuːzindʒ/ تلفظ :‌ [h'aSv l'u:zindZ]
لغت نامه دهخدا
  • حشو لوزینه
  • حشو
  • حشو قبیح
  • حشو و زوائدی
  • حشو و زواید
  • حشو الجنه
  • حشو بارز
  • حشو متوسط
  • حشو مطلق
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حشو لوزینج. [ ح َش ْ وِ ل َ ن َ ] ( ترکیب وصفی ) حشولوزینه ، حشو ملیح. رجوع به حشو لوزینه شود. حکی عن صاحب بن عباد انه کان یقول اذا سمع قول عوف بن محلم :ان الثمانین و بلغتهاقد احوجت سمعی الی الترجمان فقال بلغتها حشوة ولکنها حشوة اللوزینج. ( الجماهر فی الجواهر للبیرونی ):دی باد عید که بر صدر روزگارهمواره عید باد بتائید کردگاربر عادت از وثاق بصحرا برون شدم با یک دو تن رفیق ز ابناء روزگار.در این شعر ...

کلمات مرتبط

  • حشو لوزینه
  • حشو
  • حشو قبیح
  • حشو و زوائدی
  • حشو و زواید
  • حشو الجنه
  • حشو بارز
  • حشو متوسط
  • حشو مطلق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات