معانی کلمه : لو دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(لُ. دَ ) (مص م . ) ۱ - مشت کسی را باز کردن . ۲ - اسرار قلبی یا خطای خود را فاش کردن .
فرهنگ فارسی
لو
( مصدر ) سر کسی را بروز دادن مشت کسی را باز کردن اسرار قلبی یا خطای خود را فاش کردن : دست و پایش را گم کرد و نزدیک بود که خود را لوبدهد . یا لو دادن چیزی را یا مالی را . مفت از دست دادن آنرا . یا لودادن ناموس خود را . به بی عفتی تن دادن .
واژه نامه بختیاریکا
به خَفَت نُهادن؛ به دست دادِن
وازگو کِردِن
وازگو کِردِن
