Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لو

تلفظ بین المللی : /lˈo/ تلفظ :‌ [l'o]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیجملات نمونهگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • لُو
  • لوـ لو
  • لو ارگل
  • لو خلی و طبعه
  • لو خلی و نفسه
  • لو دادن
  • لو رفتن
  • لو عجید یطوس
  • لو و لیس زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیجملات نمونهگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

لو. (اِ) ظرف هرچه باشد. (شعوری ).

لو. (اِخ ) نام قصبه ای از مازندران . (جهانگیری ) (برهان ).

لو. [ ل َ وِن ْ ] (ع ص ) کج از ریگ و تیر. || دردگین شکم . || پیچش زده . (منتهی الارب ).

لو. (اِخ ) نام رودخانه ای به فرانسه به درازای 125هزار گز....

فرهنگ عمید

پشته؛ تپه.

صفرا؛ زرداب.

لب.

= ⟨ لو دادن
⟨ لو دادن: (مصدر متعدی) [عامیانه] اسرار خود یا دیگری را فاش کردن.
⟨ لو دادن چیزی: [عامیانه، مجاز] آن را مفت از دست دادن.

اگر.= * لو دادن* لو دادن: (مصدر متعدی ) [عامیانه] اسرار خود یا دیگری را فاش کردن.* لو دادن چیزی: [عامیانه، مجاز] آن را مفت از دست دادن.نوعی حلوا.پشته، تپه.لب.صفرا، زرد...

فرهنگ معین

( ~ .) (اِ.) = لب : شفه .

( ~ .) (اِ.) پشته ، بلندی .

( ~ .) [ ع . ] (حر. ربط . شرط ) اگر، گر. لولو.

(لَ یا لُ) (اِ.) 1 - نوعی از حلوا. 2 - صفراء، زردآب .

(اِ.) خال (در بازی ورق ). ؛ یک ~ ورقی که یک خال داشته باشد. ؛ دو ~ ورقی که دو خال داشته باشد.

(لُ) (اِ.) دام ، تله (این کلمه به تنهایی کاربرد ندارد.) ؛ ~ دادن راز کسی را فاش کردن مشت کسی را باز کردن . ؛ ~رفتن...

دانشنامه آزاد فارسی

لُو
در بازی های ورق، عنوان هر یک از ورق های شماره دار. مثلاً دو لوی خشت، یا هفت لوی گشنیز. این عنوان در بازیِ حکم، به ویژه برای ورق های حکم به کار می رود. نیز ← بانک، بازی؛ بیست ویک، بازی؛ پاسور،_بازی
wikijoo: لو

فرهنگ فارسی

اگر

دام، تله

خال ورق‌بازی

رودخانه ای است در فرانسه شعبه رود [ دوب ] طول آن ۱۲۵ کیلومتر است .
حرف شرطبمعنی اگر
اگر گر : شک نیاورد گان کرده یقین ان و لوشان بجای رای زرین . ( دهخدا . مجموع. اشعار . ص ۱۳ ) یا لولو .
نام رودخانه به فرانسه

دانشنامه عمومی

لُوْ:(low) در گویش گنابادی یعنی لب ، کنار ، بغلِ

لوو درزبان لری بختیاری باضمه و یعنی بزرگ مثلا دالو=مادربزرگ دا=مادر لو=بزرگ

لو (به انگلیسی: Looe) یک شهرک در بریتانیا است که در انگلستان واقع شده است.کرنوالی: LoghSX254533لو ۵٬۲۸۰ نفر جمعیت دارد.شهر Quiberon خواهرخواندهٔ لو هست.wiki: ایندی راک آمریکایی است که سال ۱۹۹۳ در دلوث، مینه سوتا شکل گرفت.سبک گروه لو با تمپوی کند، تنظیمهای مینیمال...

گویش مازنی

اگر

نام مرتعی در آمل

۱عوعوی سگ ۲لبه،کنار ۳ته انتها ۴شیب کوه یا تپه

۱سربالایی ۲لگد ۳ساقه ی خزنده ی خربزه و هندوانه ۴نام درختی ...

/loo/ سربالایی - لگد ۳ساقه ی خزنده ی خربزه و هندوانه ۴نام درختی جنگلی & نام مرتعی در آمل & عوعوی سگ - لبه، کنار ۳ته انتها ۴شیب کوه یا تپه

جملات نمونه

ولو آنکه

through, even if, although, even-though

گویش بختیاری

قاپ ساییده شده.

مترادف و متضاد

اگر

زرداب، صفرا

شفه، لب، لوچه

افشا، رسوا، فاش

بلندی، پشته، تپه، رش

۱. افشا، رسوا، فاش
۲. شفه، لب، لوچه
۳. بلندی، پشته، تپه، رش
۴. زرداب، صفرا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَوِ: اگر- چه می شد (علت حرکت گرفتن واو آن تقارنش با ساکن یا تشدید کلمه بعد بوده است.در عبارت "و لو انهم رضوا ما اتیهم الله و رسوله ... "کلمه لو برای آرزو است ، و جمله به این معنا است : چه میشد که ایشان آنچه را که خدایشان فرستاده با رضایت خاطر میگرفتند ،...معنی لَوْ: اگر- چه می شد - کاش می شد (در عبارت "و لو انهم رضوا ما اتیهم الله و رسوله ... "کلمه لو برای آرزو است ، و جمله به ...

واژه نامه بختیاریکا

( پ ) ؛ مینا ( لُو ) پسوند یست به معنی زار. مثلاً سوزلو؛ سبزه زار یا چیتلو یعنی شنزارتنها ( لَو ) جو به لَوحرف تشبیه و نسبت و تصغیر. مثلاً کاردلو یعنی کارد کوچک ( لُو ) دستُو. مثلاً به لُو یعنی در زمان جفتگیری ( لَو ) علت؛ سبب. مثلاً زِ لَو آشناهی تو رهدم؛ بسبب آشنایی با تو رفتم ( لُو ) لانه؛ پسوندیست به معنی مکان زندگی. مثلاً مورچلُو یا گُنجلُولایه؛ پوستهلوا؛ حمایت؛ پرچم؛ پشتوانهنخ ریسیده دو...

کلمات مرتبط

  • لُو
  • لوـ لو
  • لو ارگل
  • لو خلی و طبعه
  • لو خلی و نفسه
  • لو دادن
  • لو رفتن
  • لو عجید یطوس
  • لو و لیس زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات