Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لندیدن

تلفظ بین المللی : /landˈidan/ تلفظ :‌ [land'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لندیدنی
  • فرو لنگیدن
  • لنجیدن
  • لنگیدن
  • عمل لنگیدن
  • لندنیدن
  • لنگیدن از جایی
  • یک جا ی کار لنگیدن
  • پای کسی لنگیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لندیدن. [ ل ُ دی دَ ] ( مص ) لندلند کردن. غر و غر کردن. غرغر کردن. لنده دادن. لنده زدن. نامفهوم کلماتی حاکی از ناخشنودی گفتن. ژکیدن. دندیدن. غرولند کردن. غرولند زدن. خودبه خود سخن گفتن از روی قهر و غضب و غصه. ( برهان ).

فرهنگ عمید

با خود سخن گفتن از روی خشم و اوقات تلخی، لندلند کردن، غرغر کردن: بر ضعیفی گیاه آن باد تند / رحم کرد ای دل تو از قوت ملند (مولوی: ۱۶۸ ).

فرهنگ معین

(لُ دَ ) (مص ل . ) غرغر کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- زیر لب سخن گفتن از روی خشم یا غصه لندلند کردن غرغرکردن . ۲- شکایت کردن . ۳- لاف و گزاف گفتن سخن بیهوده گفتن : گر چه صرصر بس درختان می کند بر گیاه سبز احسان می کند . بر ضعیفی گیاه آن باد تند رحم کرد ای دل تو از قوت ملند . ( مثنوی نیک. ۲٠۵ : ۱ )
نعت مفعولی از لندیدن

کلمات مرتبط

  • لندیدنی
  • فرو لنگیدن
  • لنجیدن
  • لنگیدن
  • عمل لنگیدن
  • لندنیدن
  • لنگیدن از جایی
  • یک جا ی کار لنگیدن
  • پای کسی لنگیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات