Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لنجیدن

تلفظ بین المللی : /lendʒˈidan/ تلفظ :‌ [lendZ'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • برون لنجیدن
  • بیرون لنجیدن
  • لنجیدنی
  • فرو لنگیدن
  • لندیدن
  • لنگیدن
  • عمل لنگیدن
  • لنگیدن از جایی
  • یک جا ی کار لنگیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لنجیدن. [ ل َ دَ ] ( مص ) بیرون کشیدن. ( برهان ). از جائی بیرون کشیدن. کشیدن از جائی. آهختن. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ). آختن. کشیدن : کسی را کش تو بینی دردقولنج بکافش پشت و زو سرگین برون لنج.طیان.و گفت اگر نه شرف ، تواضع استی حکم فقیر آنستی که بزود میلنجیدی. ( تذکرةالاولیاء عطار ). || رفتن به ناز و کبر چنانکه عکه رود با جنبانیدن دم دراز خود : از بهر چه دادند ترا عقل چه گوئی ؟تا خوش بخوری چون خر و چون...

فرهنگ عمید

۱. درآوردن، بیرون کشیدن.
۲. از ریشه درآوردن چیزی از جایی.
۳. آهختن.
۴. (مصدر لازم ) خرامیدن.

فرهنگ معین

(لَ دَ ) (مص م . ) ۱ - درآوردن ، بیرون کشیدن . ۲ - خرامیدن .

فرهنگ فارسی

در آوردن، بیرون کشیدن، ازریشه در آوردن، خرامیدن
( مصدر ) لنگیدن .

کلمات مرتبط

  • برون لنجیدن
  • بیرون لنجیدن
  • لنجیدنی
  • فرو لنگیدن
  • لندیدن
  • لنگیدن
  • عمل لنگیدن
  • لنگیدن از جایی
  • یک جا ی کار لنگیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات