معانی کلمه : لنت
لغت نامه دهخدا
لنت. [ ل ِ ] ( روسی یا انگلیسی ، اِ ) نواری چسبان که بر دو سر سیم برق که برهم نهاده و پیوسته باشند پیچند پوشش را یا فیبری که در اتومبیل میان صفحات مختلفه فلزی یا گرداگرد صفحات فلزی قرار دهند جلوگیری از اتصال را. یا نواری از پارچه زفت که در اتومبیل ها در محل اتصال دو فلزکوبند جلوگیری صوت را، چون دورادور درها و غیرها.
فرهنگ عمید
۱. نواری که در اتومبیل در کاسۀ لنت در محل ترمز چرخ ها در دو قسمت هلالی شکل قرار دارد و با فشار دادن پدال ترمز به جدار کاسۀ لنت می چسبد و اتومبیل می ایستد.
۲. پارچه ای که برای محافظت از بار روی ماشین می کشند.
۲. پارچه ای که برای محافظت از بار روی ماشین می کشند.
فرهنگ معین
(لِ ) [ روس . ] (اِ. ) نوار.
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
lining (اسم)
خط کشی، لنت، تودوزی، استر، استر دوزی
