Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لنتر

تلفظ بین المللی : /lˈantar/ تلفظ :‌ [l'antaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • مت لنتر
  • برنار لنتریک
  • سپاه بلک لنترن
  • سپاه وایت لنترن
  • لنترن
  • لنتروده
  • لنتری داکوتای جنوبی
  • لنتریسانت
  • قاب لنت ترمز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

لنتر. [ ل َ ت َ ] (اِ) چراغ در لکمتیو .

لنتر. [ ل َت َ ] (ص ) لمتر. (ناظم الاطباء). رجوع به لمتر شود.

لنتر. [ ل ُ ن ُ] (اِخ ) مورخ فرانسوی ، عضو آکادمی فرانسه ، مولد نزدیک متز (1857-1935 م .)....

فرهنگ عمید

چراغ پیه سوز یا روغن سوزی که با زنجیر از سقف آویزان می شود.

فرهنگ معین

(لَ تَ ) [ فر. ] (اِ. ) نوعی چراغ به بزرگی کاسه ای بزرگ که در آن روغن یا پیه کنند و فتیله ای دارد و آن را با دو زنجیر از سقف آویزند.

فرهنگ فارسی

تئودور گوسلن مورخ فرانسوی ( و. مستز ۱۸۵۷ - ف. ۱۹۳۵ م . ) .
چراغ پایه دار، فانوس، مناره، چراغ نفتی بی پایه
( اسم ) آلتی است در لوکوموتیو .
لمتر

گویش مازنی

وش ناقص – ضایعات وش

/lenter/ وش ناقص – ضایعات وش

کلمات مرتبط

  • مت لنتر
  • برنار لنتریک
  • سپاه بلک لنترن
  • سپاه وایت لنترن
  • لنترن
  • لنتروده
  • لنتری داکوتای جنوبی
  • لنتریسانت
  • قاب لنت ترمز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات