معانی کلمه : لم یزلی
لغت نامه دهخدا
لم یزلی. [ ل َ ی َ زَ ] ( ص نسبی ) منسوب به لم یزل. جاودانی. همیشگی. سرمدی :
بقا و عمر ورا در صحیفه ازلی
به خط لم یزلی «دام عالیا» دیدن.
بقا و عمر ورا در صحیفه ازلی
به خط لم یزلی «دام عالیا» دیدن.
فرهنگ فارسی
منسوب به لم یزل جاودانی .
