معانی کلمه : لفا
لغت نامه دهخدا
( لفاً ) لفاً. [ ل َ ف فَن ْ ] ( ع ق ) در لف.در طی . در جوف. جوفاً: رسید وجه را لفا فرستادم.
فرهنگ فارسی
باز کردن پوست آن را و برهنه نمودن و باز گشادن .
گویش مازنی
چوبی دو شاخه با انتهایی کمانی که در کار خرمن مورد استفاده ...
/lefaa/ چوبی دو شاخه با انتهایی کمانی که در کار خرمن مورد استفاده قرار می گیرد
