لفاح. [ ل ُف ْ فا ] ( ع اِ ) گیاهی است که به بادنجان ماند و آن نوعی از بوئیدنی است زردرنگ . ( منتهی الارب ). مغد. ( منتهی الارب ) ( المعرب ). || دستنبو. و رجوع به دست بویه شود. ابن البیطار گوید: در شام شمام ( دستنبو ) را لفاح خوانند با آنکه لفاح چیز دیگر است. || بار درخت یبروح. ( منتهی الارب ). مردم گیاه. مهرگیاه . سابیزج. سابیزک. یبروح. یبروح الصنم است. ریشه آن یبروح است. ( قانون ابوعلی چ طهران ص...
فرهنگ عمید
یبروح#NAME?
= یبروح
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مهر گیاه . ۲- بار درخت مهر گیاه . یا بیخ لفاح . مهر گیاه . یا لفاح بری . مهر گیاه . ۳- دستنبو .