Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لفاح

تلفظ بین المللی : /lafˈɑh/ تلفظ :‌ [laf'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • لفاح بری
  • اصل اللفاح
  • اصل لفاح
  • روش های لفاف پیچی
  • الجامع لاحکام القران
  • کاغذ لفاف
  • لاح
  • لاحق
  • لاحقه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لفاح. [ ل ُف ْ فا ] ( ع اِ ) گیاهی است که به بادنجان ماند و آن نوعی از بوئیدنی است زردرنگ . ( منتهی الارب ). مغد. ( منتهی الارب ) ( المعرب ). || دستنبو. و رجوع به دست بویه شود. ابن البیطار گوید: در شام شمام ( دستنبو ) را لفاح خوانند با آنکه لفاح چیز دیگر است. || بار درخت یبروح. ( منتهی الارب ). مردم گیاه. مهرگیاه . سابیزج. سابیزک. یبروح. یبروح الصنم است. ریشه آن یبروح است. ( قانون ابوعلی چ طهران ص...

فرهنگ عمید

یبروح#NAME?

= یبروح

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - مهر گیاه . ۲- بار درخت مهر گیاه . یا بیخ لفاح . مهر گیاه . یا لفاح بری . مهر گیاه . ۳- دستنبو .

کلمات مرتبط

  • لفاح بری
  • اصل اللفاح
  • اصل لفاح
  • روش های لفاف پیچی
  • الجامع لاحکام القران
  • کاغذ لفاف
  • لاح
  • لاحق
  • لاحقه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات