لغلغ. [ ل ِ ل ِ ] ( اِ صوت ) آواز از سوئی به سوئی شدن مایعی ، چنانکه هندوانه تباه چون او را بجنبانند. آواز آب در شکم. آواز آب در مشک چون بجنبانند.لغلغ. [ ل َ ل َ ] ( ع اِ ) مرغی است غیر لکلک. ( منتهی الارب ). اللغلغ، و هو دون الاوزّ فی المقدار، لونه کلون الاوز الحبشی الی السواد، ابیض الجفن ، اصفرالعین و یعرف فی مصر بالعراقی. و یأتی فی مبادی طلوع زرعها زمن اتیان الکراکی الیها. من شأنها ان یتقدمها...
فرهنگ فارسی
( اسم ) آواز از سویی بسویی رفتن یعنی چنانکه هندوان. فاسد هنگامی که آنرا حرکت دهند و آواز آب در شکم یا آواز آب در مشک چون آنرا بجنبانند .